نگاه ها
چهره ها
لباس ها
رفتارها
همه جدد شده اند
اما آسمان و زمین
آسمان آبی
روشن
زمین سبز و گلی ِ ترک خورده بیابان
همه جدید شده اند .
در این خانه ی قدیمی
آدم ها همان هستند
لطیف تر
خانه ها همان هستند
رنگی تر
ماشین همان اسب است
بخار دارد
کمباین همان گاو است
گازوئیل چران
گاز و نفت بوی چوب و زغال را شستند
کانا÷ه و کاشی حصیر را خوردند .
قدیمی ها ساده بودند .
قدیمی ها با هم دوست بودند
صورت شان لک داشت
لباس شان کک داشت
خانه شان چکه می کرد
قدیمی ها با هم دوست بودند
...
آنها مردند .
همه جدید شدند .
عشق ها
ایمان ها
خدا ها
همه جدید شدند
همه نو وتازه شدند .
صورت ها ماه اند
لباس ها اتو اند
چروک ها و چکه ها مردند .
اما آسمان و زمین هنوز هستند
...
...
جدیدتر شوندا
فردا ، عصر کوچ
دار قالی می افتــد
اطلسی ها می خواننـــد
و خواب دریا ،
راز خرمن دیروز
آغاز پرستش نی هاست
...
فردا ، عصر کوچ
مژه ها می گرینــــد
و خواب دریا
پرسش نی هاست .

