تو قسمت من بودی و من قسمت تو
تو رخصت من بودی و من رخصت تو
تا پر بکشم سمت خدا، عشق، چکید
در کاسه پیراهـــــــــــن من قیمت تو
در من این بارقه ی درد نبود / خم ابــــــــــــــروی تو آورد نبود/ ...
خوانش...
هميشه اين جا شلوغ است هميشه
سنگي انگار كه خورده به شيشه
آدم ها شده اند مجــلة گيشه
خوانش...
به او گفتم: بايست و ازاين راه مپيچ
نگو كه راهش از اول بود پيچ پيچ
-:در اين زمانه كه همـــة راه ها خمند
نمي شود كه روية مستقيم رفت هيچ
خوانش...
سايه ها لرزان و سوسه ها سياحند
شحنه هاي شب پوش شبه شاليزارند
ماه و كوكب هم با ديده ام دمسازند
خوانش...
اي عاشق خوشه هاي خورشيد
اي شعلة شاخه هـــــاي فرشيد
سر صورت خود كه شسته بودي
در مدرسه ات جوانه بودي
خوانش...
مست چاكرهايش لَنگ مكنــــــت هستند هركه بهتر مست ، لُنگ تقديري است
خوانش...
شب و ستاره به مهتاب دروغ می گویند
سحرگاه خواهـــــــــد آمد دروغ می گویند
کدام صبح سعادت چگونه بیاغازد ؟
خوانش...
گم گشتـه ام درانتظــار محال قیـام دوست
خم گشتـه کمر چون سنان بی نیـام دوست
روز از پی شب ، شب به سر روز بنگرد
تب کرده چو ساعت همه عمرم تیام دوست
یک دل نمی رود و یک رمه پیل می رود
رم کرده مـــدار از غـــم بی التیـــام دوست
دانی به سر و ساغر تیرم چه کار کرد
بشکست و بــزد در هدف ساقیـــام دوست
یاور یکدانه من خــسته لب بام منـم
باور ویرانه من خــانه بی بام منــم
نور نهانخانه من شاهد خمخانه من
ساقی پیمانه من مست پی جام منم
کشته هندوت منم خال جهانسوز تویی
عاشق دیوانه من لعل تویی کام منم
شهره آواز تویی باله پرواز تویی
آرزوی شانه من عاشق بی نام منم
شربت شکّر پرمن لعبت فرخ پی من
هجر پریشانه من تلخی بادام منـم
قیمت مردانه من ارزش انسانی من
گوهر دردانه من کمتر کالام مـنـم
ثروت انبوه تویی عافیت کوه تویی
اوج گرو خانه من معرفت وام منم
فقر مغان کشت مرا ابر بدان شست مرا
سوخته پروانه من حقم و دردام منم
آخر آمال سعیدی نفس و روح تویی
حال جنونانه من زخم کف پام منم

